لحظه ای آسمان تو بنگر
ناله ی ارغوانیم
با غم عشق او عیان شد
روزگار جوانیم....
و حالا ۳ سال از ایجاد این بلاگ می گذره... چقدر زود.... همه چیز عوض می شه و پوست می ندازه.... چه نشاط و انرژی داشتم وقتی این فضا رو راه اندازه کردم و حالا هیچ چیز از اون نشاط نمونده... ته موندش اینه که هر از گاهی بیام و دیدار تازه کنم و از فشار و استرس زندگی فرار کنم.... کاش می شد فقط ، فقط یک لحظه مال خودم بودم....
ولی شاید تا حدودی تونسته باشم ، گذشته رو از خودم دور کنم.... شاید تونستم بدی ها رو از خودم برونم... شاید تونسته باشم خودم و یه خورده بیشتر بشناسم.... ولی خب بازم.....
نمی دانم که دانستی دلیل گریه هایم را
نمی دانم که حس کردی حضورت درسکوتم را
و می دانم که می دانی ز عاشق بودنت مستم
وجود ساده ات بوده که من اینگونه دل بستم
********************************************************
سه ساله شد.
لینک ثابت نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 12:9 توسط صورتك |
