تبليغاتX
دلتنگی هایم را باد ، ترانه می خواند
پرنده اي كه مال تو نيست صد تا قفس هم بسازي ميره

سلام دوستای گلم ....

ببخشید نبودم ....

آخه ... تصادف کرده بودم و یه دو هفته ای بیمارستان بستری بودم و الان هم بعد ۲۵ روز کامپیوترم تازه درست شده و کانکت شدم .....

ساق پام شکست .... در کل خدا رحم کرد که زنده موندم ... آخه تصادف وحشتناکی بود .... یکی از دوستام نزدیک بود که پاش قطع شه ولی به اونم خدا رحم کرد و یکی دیگه هم فقط ساق پاش شکست .......

ولی یه بد بیاری بزرگ آوردم .. اونم این بود که حضور تو ۲ تا فیلم و از دست دادم .... یکی سینمایی و یکی دیگه هم یه کار روتین ۹۰ دقیقه ای سریال برای شبکه کرمان بود .... که اینم از بخت بدم .......

اتفاقات عجیب و غریبی واسم افتاده .... که یه سری ارزش گفتن تو این بلاگ و نداره .... فقط این و بگم

آخه آدم بدبخت ......

چرا دست پیش میگیری که پس نیفتی ؟؟؟ فکر کردی الیاس مثل تو نفهمه؟؟؟ بچه لارج بودن به این که آدم جلو مادرش دهنشو وا کنه و هزار تا حرف بزنه نیست .. لارج بودن به شخصیت و ادب ..... همیشه یه عقب افتاده خواهی بود ... آدم تازه به دوران رسیده ...... برو خدا رو شکر کن ، که باهات کاری نداشتم .... بر عکس حرف حمید تو ورسک .... اینم از جنبه من ...حالا کی سر حرفش نموند ؟؟؟؟ شاد باش هر جا که هستی !!!

من یه گره ای تو کارمه ..... خواهش می کنم واسم دعا کنید ....



لینک ثابت نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 17:12 توسط صورتك |