

سلام ....
الان یه مدته که می خوام آپ کنم ، خب بلاگفا مشکل داره ..... ولی خدا رو شکر درست شد ....
دیگه گمونم آخرای بلاگ منه .. واسه همین یه چند تا عکس از خودم می گذارم ... ( محض .....)
خیلی با بلاگم حال می کنم .. می دونید چرا ؟؟
آخه هر وقت خوشحال بودم ...اینجا پست نوشتم هر وقت دلم گرفته بود اینجا پست نوشتم ... هر وقت ........
یادمه یه بار کیبورد سیستمم از اشکام خیس شده بود ... ولی خدا می دونه که با اشتیاق می نوشتم .......
هیچ وقت عاشق کسی و چیزی نشدم ..... نیستم و نخواهم شد ...............
هه .... عاشقا بهم نمی رسن ........
ولی با این همه نوشتن این پست ها هم برام خیلی سخته ....
راستی منتظر این باشید یه سری عکس جدید از خودم و از سفر دوباره ام به ورسک براتون می گذارم ....

این یه عکس از دماخوی منه .... پرنیا .. خواهر زادمه ...

این جیگر منه ...... حسین .... پسر دایی جونم ... خدا خودش می دونه که چقد دوسش دارم ... تنها کسی که من اونو به عنوان یه فامیل برای خودم می شناسم .. و همینجا می گم هیچ اقوام یا فامیلی جز حسین ندارم .......
همیشه سالم و سر زنده باشی داداشی ... جیگرکی داره می ره خدمت ....
حالا منتظر عکس بعد خدمت باشید .. (کچل)
سبز باشید در دنیایی تاریک
سبز بودن هنر است ......هر چند من هیچ گاه نتوانستم هنر مند باشم!!!!
لینک ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 20:13 توسط صورتك |