تبليغاتX
دلتنگی هایم را باد ، ترانه می خواند
گذرگاه..

در گذرگاه خيمه شب بازي ديگر با همه تلخي و شيريني خود، مي گذرند عشق ها ميميرند رنگها رنگ دگر ميگيرند و فقط خاطره هاست كه تلخ و شيرين و دست نخورده به جاي مي مانند دریا ...



لینک ثابت نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 16:56 توسط صورتك |


خسته .....

خدايا چه غريب است درد بي کسي و چه تنهايم در اين غربت که تو هم از من رويگرداني و اينک باز به سوي تو آمدم تا اندکي از درد درونم را برايت باز گويم و خدايا تو بهتر ميداني آنچه درونم است. تنهايي و بي کسي ام را ديده اي ,دربه دري و آوارگي ام را و هزارو يک درد که بزرگترينش نااميدي است .خدايا همه را کنار گذاشته ام اما با نااميدي و بي هدفي نمي توانم بسازم صبرم بسيار است اما پوج وبي هدف ميدوم . خسته شده ام خسته خسته .....



لینک ثابت نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 16:53 توسط صورتك |


غریبه ....

چراغها را خاموش کنید می خواهم آسوده سر بر زمین بگذارم. غریبه، اگر می خواهی به خواب من بیایی نامم را که صدا می کنی، کمی آرامتر؛ بگذار تا پسین فردا با خیال خوش تو میان رویاهای شیرینم دست و پا زنم،از من نگیر این لحظه های دلخوشی را نگذار حتی خواب دیدن تو برایم عقده شود ... یادت می آید حرفی را که زدی؛ گفتی می روم، گه گداری شاید به خوابت بیایم شاید در خواب، تو را به آرزوی دیدنم نزدیک کنم لااقل همین وعده را برایم بگذار ... غریبه، به خاطر خدا در نگاهم صادق باش غریبه


 



لینک ثابت نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 16:49 توسط صورتك |


دوست داشتن

خداوند انسان را در آبهای عمیق فرو می کند ،

می کند ،

نه برای غرق کردنش ، بلکه برای پاک کردنش ،

کردنش.

God brings men into deep waters

Not to drown them but to cleanse them

 

 



لینک ثابت نوشته شده در دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 10:3 توسط صورتك |


مثل هم .......

اگر كسي ديوونت بود تو عاشقش باش…اگر عاشقت باشه تو دوستش داشته باش…اگر دوستت داشته باشه بهش علاقه نشون بده…اگر بهت علاقه نشون داد فقط لبخند بزن…اينطوري وقتي هميشه يك پله ازش عقب باشي اگر يه وقت خسته شد و يك پله جا موند تازه ميشين مثل هم

همیشه سالم و سر زنده باشید .....



لینک ثابت نوشته شده در دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 9:30 توسط صورتك |


دوست داشتن
امشب از آسمان دیده تو

روی شعرم ستاره می بارد

در زمستان دشت کاغذ تو

پنجه هایم جرقه می کارد

دانی از زندگی چه خواهیم

من تو باشم .... تو ..... پای تا سر تو

زندگی گر هزار بار بوده

بار دیگر تو ......... بار دیگر تو

آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان دیگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست



لینک ثابت نوشته شده در دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 9:6 توسط صورتك |


تقدیم به تو ن.........

آشیانه ای خواهم ساخت و دور خواهم شد از این دیار پست و نفرت انگیز که جماعتش هر یک بوی زشتی و دورویی می دهند.

امانم از این مردم مرده پرست پست ، تا که هست میبرندش به خفت زیر ننگ وقتی که مرد می برندش به عزت سر دست .

امیدم آن است که جز افرادی نباشید که اینگونه اند .قدر و منزلت هر کس را طبق جایگاهش بسنجیم و برایش احترام قائل شویم.

دست تقدیر خواست  تو رو به من معرفی کنه و کرد، حال که آشنا شدیم چرا بریدی و از حرکت کردن پشیمون شدی؟ من اشتباه می کنم یا تو یا تقدیر؟
تو که می دونستی به اینجا ختم می شه چرا سلام کردی ؟

یکی از دوستام می گفت: من ۲ تا اشتباه کردم تو زندگیم ، ۱- اینکه به اون سلام کردم و گفتم آره ۲- ایکه خداحافظی کردم و گفتم نه .

من نمی خوام مثه اون دو تا اشتباه کنم . من می خوام یه اشتباه کرده باشم اونم اینکه گفتم سلام،آره ..... انتظار اشتباه بعدی منو نداشته باش .

تقدیم به تو ای  بهترین .............



لینک ثابت نوشته شده در شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 10:58 توسط صورتك |