تبليغاتX
دلتنگی هایم را باد ، ترانه می خواند
دل من دیگه بسه انتظار..
چه بسیارند روزهای تلخ وسخت و چه کوتاهند و از یاد رفتنی اند روز های شیرین و خوش....

هر روز به خودم می گم تو دیگه امروز می یای ولی چه فایده وقتی دارم خیال می کنم و این ها همه وهمه ..

دل من دسب بردار   دیگه بسه انتظار

اون دیگه نمی یاد عمر تو هدر نکن

دل من دست بردار   دیگه بسه انتظار

دل من منو دربه در نکن

دل من دست بردار اونی که تو می خوای دیگه نمی یاد

چرا باید اینجوری بشینم و این شعر ها رو بنویسم ..... ولی بی خیال تو اگه مرام نداشتی و نداری من دارم ..... یادت باشه، یادت باشه و یادت باشه  ..... من از نسل سکوتم  ......... من پر از خالی ام ...



لینک ثابت نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 7:36 توسط صورتك |


شاسوسا
کنار مشتی خاک

در دوردست خودم ، تنها ، نشسته ام .

نوسان ها خاک شد

و خاک ها از میان انگشتانم لغزید و فرو ریخت.

شبیه هیچ شده ای!

چهره ات را به سردی خاک بسپار.

اوج خود را گم کرده ام ....

سهراب سپهری ...



لینک ثابت نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 9:19 توسط صورتك |