تبليغاتX
دلتنگی هایم را باد ، ترانه می خواند
آنسوی مرزها
عصری غمگین.....و شبی غمگین تر در پیش !

رفتن دلیل نبودن نیست .

در اسمان تو پرواز می کنم .....

زار از خود و از کرده خویش !

دل نامهربان خود را به دوش می کشم ....تا انسوی مرزهای پشیمانی پنهانش

کنم !

سلامی دوباره می گویم ...اما تو باور نکن!

هنوز من عاشقم !

رفتنم دلیل نبودن نیست!

شاید از اسمان چشمان تو غروب کرده باشم اما...

در سیاهی شب چشمانت باز طلوع خواهم کرد...

باز می گردم....تا با یاد تو و با عشق تو بمیرم ..!

رفتنم را تو باور نکن ......

من هنوز یک عاشقم ..!

نیلوفر و رضا از پی ام قشنگتون ممنونم

من هم تقدیم می کنم به دیار اسماعیلی دوست عزیزم........



لینک ثابت نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 19:47 توسط صورتك |


چادر خاکی

بر حاشیه برگ شقایق بنویسید 

 گل طاقت بین در و دیوار ندارد

شهادت حضرت زهرا (س) بزرگ بانوی اسلام و مادر تمام  عالم را ابتدا به پیشگاه امام عصر(عج) و بعد خدمت همه شما تسلیت عرض می کنم .

مادر ما مادر تموم عالمه                      فاطمیه خدا هم غرق ماتمه

برای ظهور و سلامتی آقا امام زمان دعا بفرمائید ،  ضمناْ محض اینکه ما آدم شیم هم دعا کنید .....



لینک ثابت نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 0:57 توسط صورتك |


سنگ و شیشه
ای کاش

سنگ ها هم

گاهی می گریستند

وسبکتر می شدند

و ای کاش

لابلای آفرینش صخره ها

طرحی از خودرو های سبز

برگی از رویای شقایق ها را

می چیدیم

و به آشتی سنگ و شیشه

شهامت می دادیم .



لینک ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 13:55 توسط صورتك |


بدون شرح
  تو هم ...................   

لینک ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 12:16 توسط صورتك |


رویا های شیرین ..........

هر کس رویایی در سر دارد و چه اندکند عاشقانی که به دنبال تحقق رویای شان می کوشند تا به آن دست یابند. وچه بسیارند کسانی که  به دنبال رویای شان از کوچه پس کوچه های امید می گذرند و تا چند قدمی آن از تلاش باز می ایستند. و روی سخن با آن دسته از جماعتی است که از تلاش باز می ایستند و تا زنده اند در آرزوی تحقق آرزویشان می سوزند .

 باید دل به دریا زد.....



لینک ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 11:59 توسط صورتك |


باغ شقایق .........

میگن چشای عاشق یه دنیا شعر و غصه ست، اما چرا عزیزم چشام لبریز غصه ست ، میگن گل شقایق نشون داغ عشق، من از نگاه داغت شدم باغ شقایق

 میگن اشکهای عاشق پیش خدا عزیزه نمی دونم که تا کی باید بریزه و بریزه ، میگن تو این زمونه عشق ها همه دروغه، عاشق نبوده حتماً اونکه اینارو گفته



لینک ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 11:38 توسط صورتك |


دیده دگر تاب ندارد ......

در تمام این دنیا تنها آرزویم دیدن رخی دگر از توست

به هر سو می نگرم هیچ نمی بینم جز خود که در خود غرق شده ام

یادت باشد هنوز باور دارم می آیی و مرا با خود می بری

این را به همه می فهمانم.........

 

پروانه من، پروانه من .................... بی تو چه کنم ................... مستانه من                                                  آوای تو شد..................هم نغمه من.................. ای لاله من............... بردی دل من



لینک ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 11:36 توسط صورتك |


یا سکوت یا مرگ

من از امتداد سکوت آمده ام که ناچار به سکوتم ، من در فریاد ها غرق شده ام؛ کشتیم صدایم شکسته است.

به کجا می روم ...........................من پر از خالیم

دگر هیچ فقط ........................... دعایم کنید.....

دعا .........



لینک ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 11:34 توسط صورتك |


با سهراب
چرا گرفته دلت ، مثل آنکه تنهایی

چقدر هم تنها

خیال می کنم              دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی

دچار یعنی  عاشق ............

 



لینک ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 9:34 توسط صورتك |


با کمال مسرت وقت آن رسیده ـ بله درست وقت آن رسیده که به عرضتان برسانم حرفی برای گفتن ندارم یعنی در واقع شدت احساسات اجازه نمی دهد از طرفی شاعر علیه الرحمه گفته و چه خوب گفته ـ البته کمی پر گفته ـ ولی مثل در گفته ـ که ـ ببخشید اصلاْ یادم رفته چیزی گفته ـ در خاتمه این شروع یا در شروع این خاتمه توجه شما را به این جمله پرشکوه تاریخی جلب می کنم:  

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست               هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست                خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد



لینک ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 9:5 توسط صورتك |